عیدانه 94
خداوندا ! نعمت سلامتی مبدا همه نیازها و عاقبت به خیری مقصد همه نیازهاست. بین این مبدا تا مقصد والاترین نیازها دلخوشی ست به بزرگواریت سوگند در آغاز سال نو آنرا به تمامی دوستان عطا فرما .






عکسهایی که کنار هفت سین های مختلف گرفتین.امسال دو ساعت قبل از سال تحویل رسیدیم خرم اباد.اینقدر خسته بودیم که به زور خودمون رو تا لحظه ی سال تحویل بیدار نگه داشتیم.دو سه روز اول تو خونه بودیم و روز سوم خاله مهتاب هم اومد و با هم به دید و بازدید عید رفتیم.ولی صدحیف که هوا بارونی و سرد بود و هیچ جای تفریحی نرفتیم.فقط وقتی که همراه مادرجون اینا داشتیم میرفتیم دزفول سر راه چن تا عکس گرفتیم و البته تنها فرصت بود چون اسمون ابری بود و بارون شدید میبارید.چه خاطره ای شد ناهارمون.بیچاره مادرجون که اون همه زحمت کشید و سیخ گرفت و یهو باد و بارونی شد که مجبور شدیم جمع کنیم و بریم ساندویچ بخوریم.
روز سیزده به در فردای روز عروسی داداش رسول بود .همگی باغ خاله اینا دعوت بودیم.ثمین مریض شده بود و بی حال.خلاصه تو باغ هم کلی خوندن برای عروس و داماد و کلی خوش گذشت.ساعت 5 بعداز ظهر حرکت کردیم به سمت شیراز
این عکس کنار مناره ی خرم اباد که یکی از اثار باستانی هست گرفتید



راستی مادرجون طیبه اینا هم همراه عمه مریم اومدن خرم اباد و با هم رفتیم دریاچه کیو و شهر بازی و کلی خوش گذشت

اینم از علی کوچولو عضو جدید طایفه (پسر عمه عفت جون)
اینم یلدا جون و ثمین گلی که حسابی با محمد طاها با هم بازی میکردن.حیف که از طاها عکس درستی ندارم





عیدانه 94 


